سخنی کوتاه با عادل سلیمانی، کارمند اخراجی شهرداری کرمانشاه

نویسنده : رحمت جلیلیان    |   تاریخ : یکشنبه 9 خرداد 1395 07:22 ب.ظ


برادر، عادل سلیمانی گرامی 

چند روزیست که خبر اخراج شما از شهرداری کرمانشاه  تبدیل به تیتر یک رسانه های استان شده است که دلیلی بر نفوذ حضرتعالی انهم بواسطه اخوی گرامیتان است  را مکررا مطالعه میکنم.
این اتفاق تلخ اینجانب را برآن داشت تا با نگاهی واقع بینانه و نیز خارج از مباحث مطرود همدردی های حبابی چند مطلبی را خدمت شما عنوان کنم، باشد که مسئولین کوته نظر، لحظه ای بیاندیشند و بیاد آورند که راهگشای همه مشکلات خداوند است و اگر هم رنجشی حاصل میگردد حکمت اوست.
برادر، عادل سلیمانی عزیز :
 اینکه حضرتعالی اخراج شده اید به هیچ کجای دنیا برنخواهد خورد چرا که اگر با نگاهی منصفانه و واقع بینانه به دیگر اقشار جامعه وخانواده های آنها نگاه کنید تقریبا همه آنها بیکار هستند. به اعتقاد اینجانب به قبای شما نباید بر بخورد که شما هم همرنگ جماعت فلک زده بیکار شده اید.
*(اخوان) حضرتعالی به لطف خداوند و ارتباط های گاه منطقی و گاه گسسته ، مناصبی را صاحب شده اند که شاید جزو آرزوهای  حتی کودکی آنها هم نبوده است.

حال که دنیا چند درجه ای برخلاف نظر شما چرخیده است زمین و زمان را به هم میدوزید و حتی سایت خود را با تصاویری از دهان زیپ کشیده تعطیل می کنید؟

در سایت ایران19 با مدیریت حضرتعالی که روزگاری جز سایت های برتر استان بود، چند مطلب درمورد بیکاری و درد جوانان هم استانی خود نوشته اید که حال اینگونه نگران بیکاری خود هستید؟ 
* از تعداد جوانان تحصیلکرده و بیکار همشهری خود باخبر هستید که اسیر رانت خواری برخی افراد سودجو شده اند و دیگر در ضمیر ناخودآگاه خود حتی به یافتن شغل هم فکر نمیکنند؟
*آیا بین خانواده شما با دیگرخانواده هایی که معیشت خود را از مبلغ ناچیز یارانه میگذرانند تفاوتی هست؟


*اینکه حضرتعالی پس از هشت سال اخراج شده اید اتفاق مبارکی است چرا که تلنگری است برای مسئولینی که بتوانند درد جوانان بیکاری که باید در مقابل خانواده های خود عرق شرم بریزند را درک کنند.


*اگر حضرتعالی بواسطه اخوان گرامیتان به مدت هشت سال شاغل بوده اید، تکلیف شخص تحصیلکرده ای که امید هشت دقیقه به زندگی را ندارد و اقدام به خودکشی میکند با کیست؟
برادر، سلیمانی گرانقدر
ما انسانها آنقدر جاه طلب و خودخواه هستیم که تا مورد لعن خداوند قرار نگیریم به لطف و الطاف او پی نخواهیم برد.
*برای بنده جالب بود که خبر اخراج خود را در بوق و کرنا کرده اید اما از هزاران انسان بیکار که گاه از من و شما متخصص تر هم هستند اما در جدال با بیکاری گرفتارند هیچ سخنی به میان نیاورده اید.
دوست خوب و مهربانم
آیا زمانی که شاغل بوده اید گره از کار جوانی گرفتار گشوده اید؟ آیا در زمان شاغل بودن خویش صدای جوانانی که درگنداب کثافت بیکاری دست و پا میزدند (میزنند و خواهند زد) را به گوش مسئولین استان از جمله برادر محترم خود رسانده ای؟ 
*آیا اکنون که اخراج شده اید و مکررا با رسانه ها این اتفاق ساده را بازگو میکنید، از صدها همکار خود که همزمان با شما اخراج شده اند(تیتر یک هفته نامه غرب:یکشنبه9خرداد95) نیز مطلبی بیان کرده اید؟


*شنیده ای که میگویند "احساس سوختن به تماشا نمیشود بسوز تا بدانی چه میکشم"؟
این اتفاق شما مصداق جمله فوق الذکر است


چند صباحی با زمینیان باش تا درد مردم بیکاری که هیچ امیدی به اینده ندارند را بصورت محسوس لمس کنی تا شاید به تفاوت بین اشخاصی که رابطه ندارند تا شاغل شوند را باخود حس کنی.


امید است که به کمک قدرت رسانه ای استان و مساعدت های پیشرو، حضرتعالی به شغل خود بازگردانده شوید چرا که  شاید برای ما جوانان بیکار هم چاره ای اندیشیده شود.

ارادتمند شما،  میلاد ارشادی


   |   دیدگاه ها ()

سه شنبه 11 خرداد 1395 06:29 ق.ظ
اولا که ایشان کوهدشتی هستن نه کرمانشاهی به لطف برادر گرامیشان در لرستان نه، بلکه در کرمانشاهی که آمار بیکاری اش خیلی بیشتر از کرمانشاه است شاغل شدند. این برادران توانمند سلیمانی بهتر است بروند و در همان کوهدشت خودشان به مردم خدمت کنند و هم ولایتی هایشان را از فیوضات خود بی بهره نسازند!
دوم اینکه ایشان و دیگر برادرانشان، در زمانی که به مدد رابطه، شاغل بودند، چه گلی به سر ما زده اند جز اینکه هرجا گِلی به سر مردم مالیده می شود به لطف حضورشان بوده است؟

جستجو

تازه ترین مطالب

لینک های روزانه

تبلیغات

محل درج تبلیغ

زیرلیک ها

آمار وبلاگ

ابزارک ها

گالری تصاویر

عنوان این بخش

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic